تبلیغات
پنگوئن گوگولی

پنگوئن گوگولی
فقط بخندوبخندوبخندو...
نظر سنجی
کلا از وبلاگ راضی هستید یا تخته کنیم بره



برای سوال ها یا پیشنهادات  چه برای موضوع اخیر چه کلا هر چیزی میتونید منو توی فیس بوک با نام sajjad khavei    و یا با ایمیل sajjadkhavee@yahoo.com 
پیدا کنید  



[ دوشنبه 20 مرداد 1393 ] [ 01:50 ب.ظ ] [ سجاد خاویی ]
  • اهل قزوینم ، روزگارم بد نیست
    مهد کودک دارم بچه هایش توپولی و موپولی
    برده ام تک تک شان زیر آن سرو بلند پشت آن کپه خاک
    آب را گل نکنید ، شاش را ول نکنید
    شاید آن پایین تر کودکی می شوید ، کون خود را در آب
    **** سهراب قزوینی ****

    • اخرین فتوای مراجع: احتیاط واجب براین است که مسافر در سفر نماز را شکسته بخواند و در قزوین نشسته

    • کمربند شلوار ضامن سلامتی شماست . (روابط عمومی شهرداری قزوین)

  • با توجه به مسدود بودن راههای خروجی قزوین و گیر افتادن هفت هزار مسافر، امروز در قزوین عید اعلام شد

  • قزوینی یه می ره جبهه. آمار شهدا زیاد میشه! تحقیق می کنن می بینن خمپاره که میاد، هیچ کس جرات نمیکنه بخوابه رو زمین!!!

  • قزوینیه میاد تهران بواسیرشو عمل میكنه، بعد میره شركت بیمه كه پولشو بگیره، اونجا بهش میگن چون شما تو قزوین بیمه هستید، باید برید همونجا پولتون رو بگیرید. خلاصه قزوینیه هم برمیگرده قزوین، میره شركت بیمه میگه: بالام جان من تهران عمل جراحی داشتم، گفتن بیام اینجا پولمو بگیرم. مسوول اونجا ازش میپرسه: شما كجاتون رو عمل كردین؟ قزوینیه میگه: بواسیرم رو. یارو میگه: اِهكی! بالام جان بیمه كه پول عمل زیبایی رو نمیده!!!

  • قزوینی میره مسجد می بینه نماز جماعته همه رفتن رکوع می زنه : منو این همه خوشبختی محاله محاله محاله

  • یه روز یه اصفهانی و یه تهرانی ۰و یه قزوینی می میرند.آنقدر به خدا التماس می کنند تا اینکه خدا با برگشتن آنها به دنیا موافقت می کنه به شرطی که دیگه گناه نکنند وگرنه سنگ می شوند. خلاصه آنها به دنیا برمی گردند.همان اول کار تهرانیه یه دختره را میبینه و می افته دنبالش. همان دم سنگ میشه.بعد مدتی اصفهانیه یه ۵ تومانی روی زمین می بینه خم میشه که برداره قزوینیه می گه : خاک تو سرت . هم خودت رو بدبخت کردی هم منو

  • قزوینیه به جنیفر لوپز میگه : آخه تو كه اینقدر با كلاسی ، اینقدر خوشكلی اینقدر محبوبی پس واسه چی نماز نمی خونی

  • به قزوینیه می گن چه اهنگی دوست داری؟ می گه اون اهنگ معین که می گه. پشتت رو کردی بر من بگو مگو نداره

  • به قزوینیه میگن زن رو تعریف كن، میگه: بالام جان، زن حجمیست زائد كه فضای اطراف كان رو اشغال كرده!

  • قزوینیه می‌میره، پسرش می‌بینه وصیت كرده قبرشو شیب دار بسازن!
    چند وقت بعد قزوینیه میاد به خواب پسرش، پسره می‌پرسه: بابا جریان این قبر شیب دار چیه؟
    قزوینیه میگه: بالام‌جان، تا بچه‌ها بیان روش سر بخورن!




  • [ سه شنبه 24 مرداد 1391 ] [ 04:02 ب.ظ ] [ سجاد خاویی ]
    از غضنفر میپرسن نظرت راجع به زلزله چیه ؟میکه طرح خوبیه ، تکان دهنده ست !

     

    یه روز 3 تا لاک پشت میرن سفر و با خودشون چند تا نوشابه هم ورمی دارن تا وقتی رسیدن بخورن. یک ماه طول می کشه تا برسن. وقتی میرسن یادشون میفته که با خودشون لیوان نبردن. یکیشون داوطلب میشه که بره لیوانا رو بیاره ولی میگه باید قول بدین که تنهایی نخورین ها. دوستاشم قول میدن که نخورن. یه دوماهی می گذره دوستاش میگن بابا این نیومد بیا نوشابه ها رو بخوریم. تا درنوشابه رو باز می کنن یهو لاک پشته از لای سنگها میاد بیرون میگه نامردا! نگفتم اگه برم می خورین؟!


    دو تا عراقی تو سنگر داشتن می جنگیدن، یکی به اون یکی می گه جاسم، جاسم، خون چه رنگیه؟ جاسم می گه: چی کار داری تو کارتو بکن. دشمن داره میاد. دوباره می پرسه جاسم، جاسم، خون چه رنگیه؟ می گه بابا تیر اندازیتو بکن. خلاصه دوباره بعد از چند دقیقه می پرسه: جاسم، جاسم، خون چه رنگیه؟ اگه زرده من زخمی شدم!

     

    معلم به شاگرد می گه: 5 تا حیوان درنده نام ببر

     شاگرد می‌گه: 2 تا ببر 3 تا شیر!





    ادامه مطلب

    [ جمعه 23 تیر 1391 ] [ 11:13 ق.ظ ] [ سجاد خاویی ]

    10 خرداد:
    سه دزد بزدزد رفتن بزدزدی یه دزد بزدزد دو بز دزدید
    دو دزد بزدزد یه بز دزدیدن، یه دزد بزدزدبه دو دزد بزدزد گفت من
    كه یه دزدبزم دوبز دزدیدم اونوقت دو دزدبزدزد یه بزدزدیدین؟!

    9 خرداد: یکی از مزایای پسر بودن اینه که هر چقدر دلت خواست می تونی گریه کنی، آخرش دستت رو محکم بمالی به چشمت هیچی نمی شه! نه ریملت پخش می شه، نه سایه ات به هم می ریزه!

    8 خرداد: تا به حال دقت کردی اگه بخوای 10 تومن از عابر بانک بگیری، 60 نفر تو صف با حقارت نگاهت می کنن؟ حالا روزی که 200 تومن می گیری، تا نیم کیلومتری، کلاغ هم پر نمی زنه!

    7 خرداد: این سوال مدتیه ذهنم رو به خودش مشغول کرده:
    این عربها "چ" ندارن، چه طوری عطسه می‌کنن؟

    6 خرداد: کاش می شد هر شب از خودمون 1 سی سی خون بگیریم بریزیم توی یک نعلبکی بذاریم کنار تخت! که این پشه ها بشینن عین بچۀ آدم بخورن دست از سر ما بردارن!

     مشکل جدید حیف نون: استامینوفن از کجا می فهمه که ما کجامون درد می کنه؟!

    زندگی با ”مای بی بی” شروع و به ”ایزی لایف” ختم می شود، قدر لحظه هایی که با ش*ورت هستیم را بدانیم ! 

     حالت چشم

    هنگام درس دادن استاد سر کلاس:
    (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-)

    وقتی استاد خبر امتحان رو می ده:
    (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O)

    موقع امتحان:
    (←.←) (→.→) (←.←) (→.→) (←.←) (→.→)

    وقتی استاد موقع امتحان حواسش رو جمع می کنه برای مچ گیری:
    (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓)

    وقتی که نمره ها رو می زنن:
    (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏)

    : حیف نون به نامزدش اس ام اس می ده: عزیزم! من تا ۱۰ دقیقه دیگه میام پیشت، اگه نیومدم اس ام اس رو دوباره بخون!




    [ پنجشنبه 11 خرداد 1391 ] [ 02:17 ب.ظ ] [ سجاد خاویی ]

    نیروی انتظامی می ریزه خونه غضنفر، اون هم با منقل می پره تو استخر. میگه از اینجا به بعدش دیگه به شما ربطی نداره به نیروی دریایی مربوط میشه.

                                                                    *****

    غضنفر واسه اینکه از زندگی جلو بیوفته یه زن حامله میگیره

    *****

    غضنفر می ره تماشای رقص باله از اول تا آخرش خواب بوده. بعد ازش می پرسن چه طور بود؟ میگه آدمای خیلی خوبی بودن. دیدن من خوابم، رو نوك انگشت راه می رفتن

    *****

    از غضنفر می پرسن امام رضا چرا رفته بود مشهد؟ میگه : رفته بود زیارت!

    *****

    غضنفر و دوستش داشتن تو یه ماشین بمب كار میذاشتن دوستش به غضنفر میگه: اگه این بمب الان منفجر شه چی كار كنیم؟ غضنفر میگه نگران نباش من یكی دیگه دارم

    *****

     

    غضنفر به رفیقش می گه من یه تمساح پیدا كردم چیكارش كنم؟ میگه ببرش باغ وحش. فردا رفقیش می بینتش ، می گه بردیش؟ غضنفر می گه : آره . تازه امشب هم می خوام ببرمش سینما

    *****

    غضنفر یه تیكه یخ گرفته بوده بالا، داشته خیلی متفكرانه بهش نگاه می كرده. رفیقش ازش میپرسه: چیرو نگاه میكنی؟ طرف میگه: ازش آب میچیكه ولی معلوم نیست كجاش سوراخه!

    *****

    غضنفر پاش خواب میره پتو می کشه روش!

    *****

    غضنفر یتیم خونه میزنه روز اول جلسه اولیا مربیان میزاره




    [ سه شنبه 9 خرداد 1391 ] [ 11:35 ق.ظ ] [ سجاد خاویی ]

    چهره واقعی آقا قبل از خواستگاری کردن از دید خانم ها

    های پرشین دات کام

    اما

    چهره آقا پس از خواستگاری از دید خانم ها!!

    های پرشین دات کام




    [ سه شنبه 9 خرداد 1391 ] [ 11:19 ق.ظ ] [ سجاد خاویی ]

    دوستان سومی این نظر سنجی رو حتما بزنید جنبه حیاتی داره که بدونید خودتون گند زدید فقط یا گند زدنی دسته جمعی بوده راستشم بزنید حداقل ما خیالمون راحت شه همه عین هم هستیم

    باتشکر




    [ دوشنبه 8 خرداد 1391 ] [ 07:27 ب.ظ ] [ سجاد خاویی ]

    یکی از دوستام با یه دختر خیلی پولدار دوست شده بود و تصمیم داشت هر طور شده باهاش عروسی کنه، تو یه مهمونی یه دفعه از دهنش پرید که ۵ ساله دفتر خاطرات داره و همه چیزشو توش می نویسه، دختره هم گیر داد که دفتر خاطراتتو بده من بخونم!!

    از فردای اون روز نشستیم به نوشتنه یه دفتر خاطرات تقلبی واسش!

    من وظیفه قدیمی جلوه دادنشو داشتم، ۱۰ جور خودکار واسش عوض کردم، پوست پرتقال مالیدم به بعضی برگاش…، چایی ریختم روش و گل گذاشتم لای برگه ها و…

    اونم تا میتونست خودشو خوب نشون داد و همش نوشت از تنهایی و من با هیچ دختری دوست نیستمو خیلی پاکم و اصلا دنبال مادیات نیستم و فقط انســــانیت برام مهمه و …

    بعد از یک هفته کار مداوم ما و پیچوندن طرف، دفتر خاطرات رو بُرد تقدیم ایشون کرد… دختره در ایکی ثانیه دفتر خاطرات رو بر فرق سرش کوبید و گفت: منو چی فرض کردی؟ اینکه سالنامه ۱۳۹۰ هست!! تو ۵ ساله داری تو این خاطره می نویسی؟ و اینگونه بود که دوست من هنوز مجرد است.

     




    [ دوشنبه 8 خرداد 1391 ] [ 11:23 ق.ظ ] [ سجاد خاویی ]

    ایندفعه دخترا ذوق کنن

    پسر در حال دویدن...

    زااااارت (صدای زمین خوردن)

    رفیق پسر: اوه اوه شاسکول چت شد؟ خاک بر سرت آبرومونو بردی الاغ، پاشو گمشو! (شپلخخخخخ "صدای پس گردنی")

    یک رهگذر: چیزی مصرف کردی؟یکم کمتر میزدی خب!!

    یک خانوم جوان رهگذر: ایییییش پسر دست و پا چلفتیِ خنگ!

    .

    .

    .

    .

    .

    دختر در حال راه رفتن…دوفففففففسک (زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش)

    رفیق دختر: آخ جیگرم خوبی؟ فدات شم! الهی بمیرم! چی شدی تو یهو؟ وااااااااااای…

    یک رهگذر: دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخوای برسونمت دکتری جایی؟

    یک پسر جوان رهگذر: ای وای خانوم حالتون خوبه؟ دستتونو بدین به من!

    من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین،با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین!!




    [ دوشنبه 8 خرداد 1391 ] [ 11:09 ق.ظ ] [ سجاد خاویی ]

    .: Weblog Themes By Iran Skin :.

    تعداد کل صفحات : 21 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

    درباره وبلاگ

    نظرات تو درباره این وبلاگ
    امیدیست به دل های ما
    موضوعات
    آمار سایت
    بازدیدهای امروز : نفر
    بازدیدهای دیروز : نفر
    كل بازدیدها : نفر
    بازدید این ماه : نفر
    بازدید ماه قبل : نفر
    تعداد نویسندگان : عدد
    كل مطالب : عدد
    آخرین بروز رسانی :


    كد آهنگ

    

    تعبیر خواب آنلاین

    

    قالب میهن بلاگ

    download

    قالب بلاگفا

    قالب وبلاگ

    چت

    قالب بلاگ اسکای

    قالب وبلاگ

    اخلاق اسلامی

    قالب وبلاگ

    قالب وبلاگ