تبلیغات
پنگوئن گوگولی

پنگوئن گوگولی
فقط بخندوبخندوبخندو...
نظر سنجی
کلا از وبلاگ راضی هستید یا تخته کنیم بره



برای سوال ها یا پیشنهادات  چه برای موضوع اخیر چه کلا هر چیزی میتونید منو توی فیس بوک با نام sajjad khavei    و یا با ایمیل sajjadkhavee@yahoo.com 
پیدا کنید  



[ دوشنبه 20 مرداد 1393 ] [ 12:50 ب.ظ ] [ سجاد خاویی ]

به غضنفر میگن بستنی کیم رو چه جوری می خورن؟
 میگه: میذارن لای بربری ، سیخشو در میارن !
 اس ام اس جدید
 یه روز آشغالی میاد دمه خونه ی غضنفر میگه : آشغال دارین؟
 غضنفر داد میزنه: خانوم توی خونه آشغال داریم ؟
 زنش میگه: آره داریم
 غضنفر میگه: آره داریم، نمی خوایم !!!
 اس ام اس جدید
 
 غضنفر لنگ بوده با کشتی میره سفر, وقتی برمیگرده دوستش میگه سفر خوب بود؟ میگه نه بابا همش استرس داشتم چون هی میگفتن لنگرو بندازید تو آب
 اس ام اس جدید
 

 

بزرگترین مشغله فكری كودكان  اینه كه چرا داداش كایكو دستمال قدرتشو تو جیب خودش نمیذاشت

پیروز باشید




[ پنجشنبه 24 شهریور 1390 ] [ 08:54 ق.ظ ] [ سجاد خاویی ]
انشای یک بچه دبستانی در مورد ازدواج
هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم.تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است ...
هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم.تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است

حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند.

در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم.

از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود.
در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده. مهم اشق است !

اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید من تا حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.

مهریه و شیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی کند. همین خرج های ازافی باعث می شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی داییمختار با پدر خانومش حرفش بشود دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود.. خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق کرده ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند!

اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد. میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید. ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست.. از آن موقه خاله با من قهر است.

قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری میکند.







[ یکشنبه 29 خرداد 1390 ] [ 04:41 ب.ظ ] [ سجاد خاویی ]







غضنفر می ره پمپ بنزین و بعد از اینکه باکش رو پر می کنه، می ره پیش حسابدار و می گه: آقا! چقدر شد؟ یارو می گه: 300 تومن! غضنفر تعجب می کنه و آروم می پرسه: چی شده؟ شاه برگشته؟ بنزین فروش یواشکی جواب می ده: نه، شما گازوئیل زدی

 





برای هزارمین بار پرسید:تاحالا شده من دلت را بشکنم؟ منم برای هزارمین بار به دروغ گفتم نه هیچ وقت!!! تا مبادا دلش بشکنه

 





اگه کسی رو دوست داری،نه براش ستاره باش،نه آفتاب،چون هر دو شون مهمون زود گذرند،پس براش آسمون باش که همیشه بالای سرش باشی

 











دیشب پسرک رو خواب دیدم. خیلی خوشحال بود! بهش گفتم این چه کاری بود که کردی؟ گفت آخه اینطوری هر روز میتونم ببینمش. هرشب میتونم به خوابش برم. همیشه میتونم مواظبش باشم. تازه از همه اینا مهم تر خدا بهم قول داده که یه روزی اونم میاد اینجا پیش من.......... منم اینجا منتظرشم.

 





: چشمهای درشت و زیبایت را که به من میدوزی و با لبهای زیبا آواز میخوانی، احساس میکنم که بیش از همیشه عاشقت هستم ، تو زیباترین قورباغه ی این برکه ای

 






تو یه مجرمی...یه مجرم....
اعتراف بکن به جرمت..
بگوکه عشقو تو کشتی...
پرپرش کردی با ظلمت...
قدر عشقو ندونستی....
هر چیزی میخواد لیاقت...
اعتبار نداری پیشش...

 





اون چیه که تو دهن عقب و جلو میره و یه کف سفید هم ازش در میاد؟ . . . . . . . . . . . . . . -> جواب: مسواک

 





ترکه رو میفرستن دنبال نخود سیاه پیداش میکنه

 











اگر یه روز یک نفر دستت رو گرفت و تو یهو دست و پاو بدنت لرزید برای عاشق شدن عجله نکن شاید بابا برقی باشه!!!
روابط عمومی توانیر

 





یه سوال برای ما پیش اومده شاید شما جوابش رو بدونید: آیا می دونید حاج زنبور عسل حج عمره رفته بود یا حج تمتع؟

 






رشتیه به زنش میگه عزیزم خوشحالم که مادر شدی . زنش میگه انشاا... یه روزیم تو پدر میشی.

 





به رشتیه میگن زنتو دیدم تو ماکسیما با یک مرد غریبه که 190 تا داشتن میرفتن!! رشتیه میگه: آره ماکسیما 190 تا رو راحت میره!!!

 





گاو نر افتاد دنبال گاو ماده . گا. ماده فرار کرد تا رسید به بن بست بر گشت گفت:از جون من چی می خوای؟ گاو نر گفت: مااااااااااااااااااااااااااااااااااااااچ

 






خاک بر سرت خیلی انی ... همیشه در قلب منی ریدم به اون قیافت ... دوست دارم کثافت

 







زمان! به من آموخت که دست دادن معنی رفاقت نیست.... بوسیدن قول ماندن نیست..... و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست

 





چشم وقتی زیباست که برای اشک باشد اشک ووقتی زیباست که برای تو باشد تو وقتی زیبای که برای من باشی تقدیم به کسی که این پیام را بخواند

 





دیگه از چشمام افتادی ..........فهمیدی..........؟؟؟؟؟؟؟؟؟ افتادی صاف توی قلبم

 






تاحالا دل تنگ کسی شدی؟ اصلا میدونی دلتنگی چیه؟ اونم ازبدترین نوعش؟ بزرگترین دلتنگی اینه که بدونی اونی که دوسش داری هیچوقت ماله تو نمیشه. اینه که بدونی یه روزی ازکسی که دوسش داری باید جدا بشی چه بخوای چه نخوای

 





هویجه با بچش تو خیابون می رفتن یهو بچه هویج می زنه زیر گریه مامانش می گه چیه؟بچه می گه مامان مامان آب هویج دارم--------------

 






شما طبق قانون 28 ماده 5 قوانین دوستی و رفاقت به حبس ابد در قلب من محکومید .آیا اعتراضی دارید؟

 





هیچ وقت نذار هر رهگذری که رد میشه رو دلت یادگاری بنویسه چون بعدا پاک کردنش خیلی سخته

 





ارزو دارم که تو همیشه یه لبخند قشنگ رو لبهای من باشی تا دیگران نفهمن که من چقدر غمگینم

 






الو الو برج مراقبت اعلام وضعیت اضطراری اگه قلبتون جا داره اجازه فرود می خوام

 







مراقب گرمای دلت باش تا کاری که زمستان با زمین کرد زندگی با دلت نکند...........

 





به ترکه می گن اگه آب نبود چی می شد؟ می گه ما شنا یاد نمی گرفتیم در نهایت خفه می شدیم می مردیم

 





مهم نیست با چه ماشینی میای! مهم نیست با چه لباسی میای فقط بیا و این آشغال ها رو از دم خونه بردار

 











ترکه با کُت وزیر شلواری تو خونشون نشسته بوده. ازش می‌پرسند: واسه چی تو خونه کت پوشیدی؟ میگه: آخه شاید مهمون بیاد! میپرسن: پس چرا دیگه زیر شلواری پوشیدی؟! میگه: خوب شاید هم نیاد

 





اگه چشمات پرسید بگو ندیدمش... اگه گوش هات پرسید بگو نشنیدمش... اگه دستت لرزید بگو مال سرماست... اما اگه دلت لرزید به خودت دروغ نگو
دوستش داری!

 






از مهندس عمران می پرسن نظرت درباره ی ساختمان بدن چیه ؟
میگه : نما کاریش عالیه حرف نداره
فقط یه عیب داره اونم این که پذیرایی و دستشویی با همه !!!

 





از یکی میپرسن گشنگی سخت تره یا عاشقی ؟ میگه از قدیم گفتن گشنگی نکشیدی که عاشقی یادت بره ولی شما تا حالا تو خیابون دستشوئیت نگرفته که جفتش یادت بره؟؟؟؟

 





پلیس ماشین مسافر کشی را که با سرعت در خیابان میراند ، متوقف کرد و گفت : هشت تا مسافر داری و با این سرعت هم میرانی راننده با عجله گفت : آخه اگه تندتر نرم ، اون سه نفری که توی صندوق عقبند خفه میشند

 











قلب خانه ای است با دو اتاق خواب در یک رنج و در دیگری شادی زندگی می کند. نباید زیاد بلند خندید و گرنه رنج در اتاق دیگری بیدار می شود. (فرانسیس کافکا) 

 





بگذار خیال کنم "دوستم داری " و از این خیال شبها تا سپیدی روز با ستاره ها باشم

 






عشق گلی است که اگر آن را به قصد تجزیه و تحلیل پرپر کنید، هرگز قادر نخواهید بود که آن را دوباره جمع کنید

 





همیشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش میگیره جلوی همه گریه کنه

 





عشق تنها برای یک بار می اید و برای تمام عمرش می اید عشق همان بود که به تو ورزیدم حقیقتا همان یک بار حقیقتا همان یک بار و از بس بدان اویختم تا همیشه همه ی زندگی ام با ان بیش خواهد رفت بس تا همیشه عا شقت می مانم

 






عشق ویران کردن خویش است ، دوست داشتن ساختن است .


عشق و دوست داشتن از پی هم می آیند ، اما هر گز در یک خانه منزل نمی کنند.


عشق قانون نمی شناسد ، دوست داشتن اوج احترام به مجموعه ای از قوانین عاطفی است.

 







یافتن دوستان خوب سخت است سخت تر از آن ترک آنهاست فراموش کردنشان غیر ممکن است

 





فاصله تابش خود را بر دیگران تنظیم کن خداوند خورشید را در جایی نهاد که گرم کند ولی نسوزاند .

 





هر کسی هم نفسم شد دست آخر قفسم شد. من ساده به خیالم که همه کار و کسم شد. اون که عاشقانه خندید خنده های من دزدید زیر چشمه مهربونی خواب یک توطئه میدید

 






یادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانیت در تمام وجودم است عزیزم محبت را در پاکی نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معنی کردم وبدان که زیباترین لحظه هایم در کنار تو بودن است

 





لحظه ها گذرا و خاطرات ماندگارند حاضرم تمام هستیم را بدهم تا لحظه ها ماندگار و خاطرات گذرا شوند...

 






هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند

 





سهراب گفتی:چشمها را باید شست......شستم ولی !.........
گفتی: جور دیگر باید دید.......دیدم ولی !..............
گفتی زیر باران باید رفت........رفتم ولی !.............
او نه چشمهای خیس و شسته ام را..نه نگاه دیگرم را...هیچ کدام را ندید !!!!
فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت:
" دیوانه باران ندیده !! "

 





برای عشق تمنا کن ولی خار نشو. برای عشق قبول کن ولی غرورتت را از دست نده . برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو. برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه. برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن . برای عشق جون خودتو بده ولی جون کسی رو نگیر . برای عشق وصال کن ولی فرار نکن . برای عشق زندگی کن ولی عاشقونه زندگی کن . برای عشق بمیر ولی کسی رو نکش . برای عشق خودت باش ولی خوب باش

 






آغوش پارکینگی است که جریمه ندارد !!! بوسه تصادفی است که خسارت ندارد !!! . . . . . چیه دنبالم راه افتادی !؟

 







همیشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهی به پشت سرت کن...! شاید کسی در پی تو می دود و نامت را با صدای بی صدایی فریاد میزند...! و تو... هیچ وقت او را ندیده ای

 





به من میگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگویی بمیر می میرم . . . . . . . باورم نمی شد . . . . فقط برای یک امتحان ساده به او گفتم بمیر . . . ! سالهاست که در تنهایی پژمرده ام کاش امتحانش نمی کردم

 





شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد .بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت میکارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم

 











غضنفر داشت با یه خره شطرنج بازی میکرد یکی دیگه رد می شه میگه عجب خر باهوشی ، غضنفر میگه زیاد هم باهوش نیست یک یک مساوی هستیم !

 





غضنفر شهردار می شه ، صبح زود برای افتتاح پروژه ساختمانی می ره عصر می شه ... شب می شه ... ولی خبری ازش نمی شه . نصفه شب خاک آلود و خسته می ره خونه . زنش می پرسه : کجا بودی تا این وقت شب ؟ غضنفر می گه : والله موقع کلنگ زدن ، مردم تشویقم کردن ، منم یواش یواش بدنم گرم شد و زیر زمینش رو کندم ! ! !

 






تهرانیه میره خواستگاری پدر دختره میپرسه خونه داری ؟ میگه نه . ماشین داری ؟ میگه نه . کار داری ؟ نه . پدر دختر شاکی می شه می گه پس چی داری ؟  تهرونیه می گه : پشت مو رو داشته باش !

 





وقتی که بچه بودم هر شب دعا میکردم که خدا یک دوچرخه به من بدهد . بعد فهمیدم که اینطوری فایده ندارد . پس یک دوچرخه دزدیدم و دعا کردم که خدا مرا ببخشد !

 





غضنفر جلوی دبیرستان دخترانه میافته تو جوب ! واسه اینکه ضایع نشه میگه : هر کی منو در آورد مال خودش !

 






دختره به دوست پسرش میگه تو بعد از ازدواج هم منو اینقدر دوست خواهی داشت ؟؟؟  پسره میگه : اگه شوهرت گیر نباشه آره !

 







غضنفر با صورت باند پیچیده میاد تو خیابون . رفیقش میگه چرا اینقدر به صورتت باند پیچیدی ؟ غضنفر میگه داشتم اتو می کردم تلفن زنگ زد بجای گوشی تلفن اتو رو گزاشتم دم گوشم . رفیقش میگه پس اونور صورتت چی شده ؟ غضنفر میگه تا اتو رو گذاشتم زمین تلفن دو باره زنگ زد !

 





دردش زیاد نیست . خونریزیش هم کمه ... حتی مامانت اینا هم نمی فهمن .. خودتو شل کنی

 


و چشماتو ببندی ...


.


.


.


واکسن سرخک و سرخجه

 





به یه ترکه میگن چرا تو هر وقت میری دستشویی در رو نمی‌بندی؟ میگه نه بابا، می‌خوای من در رو ببندم که تو بیای از سوراخ کلید نگام کنی؟

 






به ترکه میگن با شیشه یه جمله بساز؟ میگه: ساعت یک ربع به شیشه

 





از ترکه میپرسن: ببخشید ساعت چنده؟ میگه: والله تقریباٌ سه و خورده ی. میپرسن: ببخشید، دقیقاٌ چنده؟ میگه: دقیقاٌ هفت و سی و یک دقیقه! 

 






ترکه داشته بالای ساختمان 20 طبقه کار میکرده. به هش میگند که ترکه زنت از طبقه چهارم افتاد و مرد !... ترکه موتور سیکلتشو سوار میشه و باسرعت میره به طرف خونه ! توراه به خودش میگه که ، ما که 4 طبقه نداریم ، یه کم دیگه که میره میگه من که اصلاَ زن نداشتم ، چند متر که جلوتر می ره باز با خودش میگه که بابا بی خیال ، من که اسمم ترکه نیست !!!!

 





یک شب تلوزبون فیلم سینمیی خانه کوچک رو گذاشته بوده، تو فیلم مرده به زنش میگه: شب بخیر لورا. یهو تو لرستان ملت همه تلوزیون رو خاموش میکنند، میرن میخوابن! 

 





ترکه میره زیر ماشین، رفقاش با دمپایی میزنن درش میارن! 

 






ترکه سوار هواپیما میشه، میشینه کنار دست یک پیرمرده. خلاصه سر صحبت باز میشه و این دوتا نسبتاٌ با هم رفیق میشن. وسطی راه، یک مهمون داره میاد از پیرمرده میپرسه، پدر شما شکلات میل دارید؟ پیرمرده میگه: نه خیلی ممنون، من بواسیر دارم. مهمون داره از ترکه میپرسه: شما چی؟ ترکه میاد تریپ رفاقت بگذاره، میگه: نه مرسی. این رفیقمون بواسیر داره، باهم میخوریم!

 







ترکه میره مسابقه بیست سوالی، رفقاش از پشت‌ صحنه بهش میرسونن که: جواب خیاره، فقط تو زود نگو که ضایع شه. خلاصه مسابقه شروع میشه، ترکه میپرسه: تو جیب جا میگیره؟ میگن: نه. ترکه میگه: بابا این عجب خیار گنده‌یه!

 





بعد از عمری داریوش میاد ایرن، اجرا زنده میگذاره تو استادیوم آزادی. خلاصه دیگه ملت داشتن خودشون رو خفه میکردن، داریوش هم میاد خیی حال بده، از ملت میپرسه: چی میخواین براتون بخونم؟ یک ترکه ازون پشت داد میزنه: اِبی بـخـــون.. اِبی بـخـون!

 





لره داروخونه داشته، یک روز جلو در مغازه بزرگ مینویسه: سوسک کش جدید رسید! خلاصه بعد یک مدت یک بابایی میاد تو میگه: ببخشید، جریان این سوسک‌کش جدید چیه؟ این خونة ما رو سوسک سر گرفته. لره میگه: این دارو خیلی جدیده و بازدهیش هم تضمینیه. شما این دارو رو میریزید تو یک قطره چکون، بعد کشیک میکشید تا سوسکها رو بگیرید. هر سوسک رو که گرفتید، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازاین دارو میچکونید، بعد از یک مدت سوسکها کور میشن و خودشون از گشنگی میمیرن! یارو کف میکنه، میگه: خوب آخه اگه سوسکها رو بگیریم که همونجا درجا می‌کشیمشون! لره میره تو فکر، بعد یک مدت میگه: آره خوب، ازون راهم میشِه!

 





از ترکه میپرسن: چند تا بچه داری؟ 4 تا از انگشتاشو نشون میده، میگه: 3 تا! ملت کف میکنن، میگن: بابا اینا که 4تاست؟ ترکه انگشت کوچیکشو نشون میده، میگه: این بچة همسایمونه، ولی همیشه خونة ماست!

 





ترکه سوار آسانسور میشه، میبینه نوشته‌: ظرفیت 12 نفر. باخودش میگه: عجب بدبختیه‌ها! حالا 11 نفر دیگه از کجا بیارم؟! 

 






ترکه شاکی میره ثبت‌احوال، میگه: آقا این اسم من خیلی ضایست، باید حتماٌ عوضش کنم. کارمنده ازش میپرسه، مگه اسمتون چیه؟ ترکه میگه: اصغرِ ان‌چهره! کارمنده میگه: آره خوب حق دارید، باید حتماً عوضش کنید. حالا چه اسمی میخواید بگذارید؟ ترکه میگه: اکبرِ ان‌چهره!

 





یک ایرانی و یک آمریکایی قرار گذاشتند به تعداد روزهای تعطیل کشور خود به دیگری پس گردنی بزنند!! آمریکایی اول شروع کرد و همینطور که میزد می گفت: - تولد عیسی, ژانویه, وفات عیسی, عید پک و تعطیلاتش تمام شد و حالا نوبت ایرانی رسید:
- تولد امام اول, دوم, سوم .... دوازده ام و شروع کرد به نام بردن تمام پیغمبرها و تولد و وفات شان در حالیکه آمریکایی داشت از درد فرار میکرد, فریاد زد - کجا در میری؟ هنوز سه ماه تعطیلی موند!!!

 






 رشتی به زنش میگه: چرا دیر اومدی؟ میگه: آخه یه اقاهه افتاده بود دنبالم، ولی خیلی اروم راه میومد

 





اگر کسی می گوید که برای تو می میرد دروغ میگوید . حقیقت را کسی میگوید که برای تو زندگی می کند

 





به قزوینیه می گن شیرین ترین خاطره زندگیت چیه؟ می گه یه عروسی رفتیم مردا و پسرها قاطی بودند

 





دیدم کسی در میزند . در را گشودم سوی او . دیدم غم است در میزند غم با همه غم بودنش هر شب به من سر میزند . ای دوستان بی وفا از غم بیاموزید وفا . غم با همه غم بودنش هر شب به من سر میزند

 





به ترکه میگن با ترجمه جمله بساز میگه انتر جمعه کجا بودی

 





ترک بعد از چند سال بچه دار می شه بچه شیرمادرش نمی خورد شیرگاودادند نخور شیرخشک و خلاصه به هرزنی که دادند شیر نخورد باباه بلند می شه این کشور و اون کشور به هر زنی که می رسه بچه رومی داد شیر بخور اما نمی خورد تا اینکه رفت افریقا به همون زن اولی که داد شیرش و خورد ترکه کف کرد گفت کره خر همون ولایت می گفتی من شیر می خوام 




[ یکشنبه 29 خرداد 1390 ] [ 04:32 ب.ظ ] [ سجاد خاویی ]

سلام !! ببخشید این وقت شب مزاحم میشم یه سوالی خیلی وقته ذهنمو مشغول کرده که چرا کلاغ به جای قار قار نمیگه بع بع !!! اگه منو از این ابهام در بیاری خیلی ممنون میشم

 





ترکه میمیره شب اول قبر 62 تا فرشته میان بالا سرش میدونی چرا؟ دوتا از فرشته ها سوال میکردن 60 تای دیگه حالیش میکردن

 





به ترکه میگن اذون بگو میگه همه چیز با یک نگاه شروع شد

 





همیشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش میگیره جلوی همه گریه کنه

 

شیطون زنگ میزنه به خدا می گه من بنده ی صالحت هستم خدا می گه مزاحم نشو شمارت افتاده شناختمت









آدما مثل یه کتاب میمونند ، که تا وقتی تموم نشن برای دیگران جذابند پس سعی کن خودتو جلوی دیگران تند تند ورق نزنی تا زود تموم بشی ... برای اینکه وقتی تموم بشی مطمئن باش میرن سره یه کتابه دیگه

 





شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد .بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت میکارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم

 





ترکه به دختره میگه بوس میدی؟ میگه نه! ترکه میگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم

 





این ناقلا، بهترین ناقلا،شکل ناقلا،سر ناقلا،کار ناقلا،گذاشتن ناقلا،یه ناقلا،بدجنسه ناقلا...ناقلا رو حذف کن & دوباره بخون

 





هیچوقت از دوست داشتن انصراف نده..حتی اگه کسی بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت بده...عشق رو تجربه کن حتی اگر توش شکست بخوری .......اینو بدون که اگه کسی وارد زندگیت شد و گذاشت رفت علاوه بر اینکه خاطره بجا میزاره می تونه یه تجربه هم بجا بزاره.

 






تو گلی... عین گلای قشنگ قالی... تو به ظرافت تار و پود فرش های زیبای ایرانی... اصلاً تو خود فرشه پاتریسی... همونی که یه تختش کمه




[ شنبه 28 خرداد 1390 ] [ 04:27 ب.ظ ] [ سجاد خاویی ]
دوستان لطفا چند تا نظرم بدید


[ جمعه 27 خرداد 1390 ] [ 04:48 ب.ظ ] [ سجاد خاویی ]

||||||||||||||||||||||||||||||||||||


یه خطه دیگه اضافه کن بفرست برای نفر بعدی
( طرح سر شماری مکانیزه ) !

 





نگاهت چون عقاب ....دلت چون دریا ..... دستانت چون آتش ......
قدت مثل سرو ......صدایت چون آوازه پرنده .....
هیچ چیزیت مثل آدم نیست !

 





زندگی مثل دیکتس .... هی می نویسیم ... هی غلط می نویسیم
هی پاک می کنیم ... هی دوباره می نویسیم ...هی دوباره ....
غافل از اینکه عزرائیل داد میزنه برگه ها بالا ...

 





ترکه میرسه به یه هیئت, از یکی جلو در میپرسه, آقا اینها این تو چی کار میکنن؟
یارو میگه: اینها ده روز سینه میزنن!
ترکه میگه: ای بابا, ایلده کنترات بده 3 روزه میزنیم!!!

 





لرا سفینه میسازند برن خورشید. بهشون میگن چقدر خرین ذوب میشین.
میگن فکر اونجاشم کردیم، اگه طبق برنامه بریم شب میرسیم.

 





سلام.
یه سوال برام پیش اومده، شبا که میگن: "بگیر بخواب" چی رو باید بگیریم؟؟؟
بیخیال حالا، بگیر بخواب!!

 







دختر به دندان پزشک : آقای دکتر من از دندون کشیدن بیشتر از حامله شدن می ترسم !
دکتر : زود تصمیم بگیر می خوام صندلی رو تنظیم کنم !!!

 





ترکه با رشتیه دعواش می شه.یه چک می خوابونه زیر گوشش!
رشتیه هم غیرتی می شه و می گه یا پنج تن )).بعد ترکه رو بلند می کنه و می کوبه زمین!
ترکه پا می شه و می گه: این خیلی نا مردیه! ۶ نفر به یه نفر




[ جمعه 27 خرداد 1390 ] [ 04:24 ب.ظ ] [ سجاد خاویی ]

 

 

 

 


ادامه مطلب

[ پنجشنبه 26 خرداد 1390 ] [ 10:04 ق.ظ ] [ سجاد خاویی ]
کاریکاتور بازیگران سینما

کاریکاتور بازیگران سینما

کاریکاتور بازیگران سینما

کاریکاتور بازیگران سینما




[ چهارشنبه 25 خرداد 1390 ] [ 10:41 ق.ظ ] [ سجاد خاویی ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 21 :: ... 4 5 6 7 8 9 10 ...

درباره وبلاگ

نظرات تو درباره این وبلاگ
امیدیست به دل های ما
موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


كد آهنگ



تعبیر خواب آنلاین



قالب میهن بلاگ

download

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

چت

قالب بلاگ اسکای

قالب وبلاگ

اخلاق اسلامی

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ