تبلیغات
پنگوئن گوگولی

پنگوئن گوگولی
فقط بخندوبخندوبخندو...
نظر سنجی
کلا از وبلاگ راضی هستید یا تخته کنیم بره



عاغا ما تو یه مراسمی تو دوران دبیرستان رفتیم واسه مسابقه
از این مسابقه ها هستش که باید یه جمله رو 3 بار تکرار کنی
به من گفتن 3 بار تکرار کن باید تند تکرار میکردی (دوغ گاز دار گازدوغ دار)
ما هم شیک و مجلسی رفتیم بلندگو برداشتیم
گفتیم دوغ گاز دار گاز دوغی
گفتیم دوغ گاز دار گوز دوغ دار
گوز دوغ دار گوز داغ دار از
آهی جمعیت تو سالونو میگی صندلیا هم گاز زده
خودم از بس خندیدم
نتونستم راه برم
دبیرا همه غشششششششششششش
مدیر بلند جیغ زد گمشو پایین
اینم از شاهکار های بنده

 

تو تاکســی از بــس چســبیدم بــودم بــه در یهــو در باز شــد ...!
منــم مجبــور شــدم دختــره رو بگــیرم نیفــتم بیــرون از تاکســی ...!
بیچــاره از تــرس بغــلم کرده بــود ...
هــی میگــفت ســالمــی ؟ چیــزیت کــه نشــد که؟ و از ایــن صوبتـــا...
منــم به رانــنده گفــتم بــزنه بغــل میــخوام تــوو افــق محـــو شم... :))‬

 
خونواده ی ما 4 نفره
عاقا دیروز مادربزرگم اومده بود خونمون بابامم طبق معمول 4 تا سالاد اورد یكی رو گذاش جلو مادر بزرگم یكی جلو خودش یكی برا مامانم یكیم داد به داداشم منم كه عشق سالاد (از عشقای یه طرفست) عینهون گربه شرك به بابام زول زدم بابام منو دید گفت إإإ محمد (من) تو هم میخوای؟
من :| :| :| (هنوز گربه ی شرك)
بابام: پس برو واسه خودت درست كن D:
هیچی دیگه زمین به إذن خدا دهن وا كرد منم رفتم توش...
بابا وقتی داشتم فرو میرفتم: >) D:
من در حال فرو رفتن: []8
خععععلی بد دردیه



[ یکشنبه 8 بهمن 1391 ] [ 11:58 ق.ظ ] [ سجاد خاویی ]
یه بار خونه مامان بزرگم اینا رفتیم قرار شد منو خواهرم شب خونه مامان بزرگم بخوابیم با خاله هام تقریبا تا ساعت ۳ بیدار بودیم و حرف می زدیم !یه فیلم سینمایی داشت نشون میداد در مورد دایناسورها بود که وحشتناک هم بود……….آخرش رفتیم خوابیدیم من خواب بودم دیدم یه چیزی داره رو دستم راه میره سوسک بود! چنان جیغی زدم که نگو از تو اتاق زدم بیرون بعد همه بیدار شدن خالم تو خواب و بیداری داشت می گفت فرار کنید دایناسورا حمله کردن!!!!!!
ما رو میگی از خنده چسبیدیم به زمین !
خوب خاله ی من مجبوری شب فیلم وحشتناک ببینی آخه؟

یه روز عصر تا شب ، بیرون از خونه بودم و خیلی بد جور دستشویی داشتم . همین که رسیدم خونه خودمو انداختم تو توالت با کلی سروصدا. بعد که از توالت اومدم بیرون دیدم همه ، از جمله مهمونا سرشونو انداختن پاییین و دارن آروم می خندن. تازه یادم افتاد که اون شب قرار بود برای خواهرم بیان خواستگاری 

ترم اول بودم بهم گفتن کارشناسی هستی یا ارشد؟؟؟ باخودم فکر کردم دیدم ارشد از کارشناسی بالاتره گفتم ارشد . بعد مدارکمو دادم خانومه کلی خندیدگفت یه جارفتی بگو کارشناسی هستی برو اتاق بغلی انقد زیرلب گفتم کارشناسی هستم که وقتی رفتم اتاق بغلی به جای سلام گفتم کارشناسی هستم!! بازم ضایع شدم


یه سری فیلم آموزشی دانلود کرده بودم که اشتباهی ریختم توی فلشی که داخلش یکی دوتا فیلم زبان اصلی تقریبا اونجوری بود. حواسم نبود فلشو عوض کنم و اونرو با کل مایحتوی دادم به استادم!! از اون موقع هر وقت منو میبینه میگه فلش نداری بهم قرض بدی!





[ شنبه 7 بهمن 1391 ] [ 11:53 ق.ظ ] [ سجاد خاویی ]
************************************************** *****************************************
خواهرزادم کلاس اوله تکلیفشون اینه از ۱تا ۹۰ بنویسن حالا این خواهرزاده ما…یه عدد مینویسه درازمیکشه یه غلت میزنه یه عدد دیگه یه کارتون می بینه یکی دیگه گرسنه میشه… میگم دایی اینجوری تا صبم تموم نمیشه میگه خسته ام میفهمی خسته!!!
فک و فامیله داریم؟
************************************************** ************************************************** ************************************************** *****************************************
چند سال پیش چادر مادرمو سرم کردم و واسه خنده یهو مادر تا منو دید جفت دستاشو رو به آسمون برد و از
ته دل خدا رو شکر کرد و گفت خدا رو صد هزاررررر مرتبه شکر که دختر نشدی وگرنه هیچ امام و امام زاده ای هم نمیتونست تو رو شوهر بده با این دماغت...
فک و فامیله داریم؟
************************************************** ************************************************** ************************************************** *****************************************
خانومه تلفن زده به بابام که ما یه دستگاهی میفروشیم که قیمت قبض برق رو تا سی درصد کاهش میده بابام بهش گفت ممنون پسرم کنتور رو دستکاری کرده قبضمون صد درصد کاهش داشته اگه خواستید نصف قیمت واسه شما حساب میکنیم .
واقعا فک و فامیل صادقه ما داریم!!
************************************************** ************************************************** ************************************************** *****************************************
بعد عمری یه خبرنگار اونم خانوم , داشت باهام مصاحبه میکرد تو محلمون , منم بادی به غبغب انداخته بودم و خیلی شیک داشتم جوابشو میدادم یهو یکی از اون طرف خیابون داد زد با این مصاحبه نکنید بابا, این اسگله !!!! نیگا کردم دیدم داداشمه !
فک و فامیله داریم؟
************************************************** ************************************************** ************************************************** *****************************************
یه مینی بوس آدم از شهرستان میان . تو یه خونه 50 متری میخوان 3 هفته بمونن . اونوقت ما مجبوریم بریم خونه
دوستامون بمونیم .
فک و فامیله ما داریم ؟

************************************************** ************************************************** ************************************************** *****************************************

به مامانم میگم لایک به غذات! میگه لایک تو هفت جد و آبادت ای نمک نشناس حیف اون غذایی که برات میپزم!!
فک و فامیله ما داریم؟


[ جمعه 6 بهمن 1391 ] [ 09:16 ب.ظ ] [ سجاد خاویی ]
ابام به مامانم سپرده جمعه ها هفت صبح بیدارش کنه….. بگه امروز جمعه است ، بگیر بخواب !…. فک و فامیله داریم…؟؟؟
************************************************** ************************************************** ************************************************** ********************************************

یه داماد داریم
هر وقت که میاد خونمون سر شام و نهار بشقابشو میده مامانم میگه:” مامانم شما زحمتشو بکش ” اونم رودرواسی گیر میکنه همه گوشتارو خالی میکنه بشقابش. ما هم استخوان لیس میزنیم فک و فامیل سیاستمداره داریم؟
************************************************** ************************************************** ************************************************** ********************************************

فامیلای ما رو باش بعد عمری ” اس ام اس ” داده نوشته :

با توجه به گران شدن نرخ ” اس ام اس ” پیشاپیش نوروز ، تولدت، تولدم ، پیوندتان و قدم نورسیده مبارک. نور به قبرت بباره !!
************************************************** ************************************************** ************************************************** ********************************************
جمعه دارم میرم کارواش بابام میگه جایی میری ؟میگم آره میرم کارواش میگه پس ماشین منم ببر یه آبی بهش بزن !!! بگیرمش این یکی دستم یا بزارم تو کیفم ؟!
بابائه ما داریم ؟
************************************************** ************************************************** ************************************************** ********************************************
رفتیم عروسی این فامیل مذهبیمون ؛ افتادیم دنبال ماشین عروس یهو سر از از قبرستون در آوردیم میگیم چی شده میگن میخوان یادی از اموات کنن
فک و فامیله ما داریم؟
************************************************** ************************************************** ************************************************** ********************************************
پسر خاله ام مدارکشو داده واسه ترجمه که اقدام کنه واسه خارج، بعد اومده خونه ما میگم چایى میخورى یا شربت؟؟؟ میگه قهوه اسپرسو اگه دارى بیار !!!!!!! میگم هفته پیش که خاکشیرو با کاسه سر میکشیدى یادت نیست؟!!!
پسر خاله ست ما داریم؟
************************************************** ************************************************** ************************************************** ********************************************
پشت کامپیوتر نشستم خواهرمو صدا میکنم. مامانم میگه: رفته بالا ، هرچی هست به من نشون بده!!
مامانه ما داریم؟
************************************************** ************************************************** ************************************************** ********************************************
ننه بزرگمون یه نذری کرده بود حالا امام حسین حاجتشو نداده! اینم گذاشته با امام حسین قهر کرده، حالا تمام فامیل متحد شدن اینا رو آشتی بدن!!
فک و فامیله ما داریم؟
************************************************** ************************************************** ************************************************** ********************************************
مادر بزرگه بنده دو سال پیش و در سن هفتاد سالگی به علت بیماری و احتیاج شدید به خدا پیغمبر توبه فرمودن و تصمیم گرفتن اسمشونو از پوران به فاطمه تغییر بدن و اصرار هم داشت که ما مامان فاطمه صداش بزنیم. حالا چند وقتیه حالش خوب شده میگه به یاد پدرم منو همون پوران صدا بزنین. مامان بزرگه جون عزیز نون به نرخه روز خوره ما داریم؟
************************************************** ************************************************** ************************************************** ********************************************

با داییم نشستیم pes2011 بازی میکنیم بعد که با ۵ تا گل باخته برمیگرده میگه کره خر احترام بزرگ و کوچیک نمیتونی نگه داری… حداقل با اختلاف ۲ تا میبردی !!!
داییه ما داریم؟


دوهفته پیش زنگ جغرافی امتحان نقشه آفریقا داشتیم.
معلممون كه برگه ها رو داد دیدیم نقشه اروپام پشت برگه ی نقشه آفریقا هس......!! بهش گفتیم این چیه؟؟؟؟؟؟ گفت:بچه ها من برای این كه اصراف نشه دو تا نقشه رو باهم تو یه برگه زدم.حالا شما فعلا آفریقاشو جواب بدین بعدا كه خواستم نقشه اروپارو امتحان بگیرم میگم برگرو با خودتون بیارید اروپاشو امتحان بدید.....!!!حالا: ما
:-o
یه چیزی كه زمانی اسمش امتحان بود

معلم با هوش و صرفه جو
معلم خوبه ما داریم ما آخه؟؟؟؟؟؟؟
************************************************** ************************************************** ************************************************** *****************************************
پسر گـــــــــلم یه دقیقه میای کارت دارم
پسرم خـــــــــــدا خیرت بده یه دقیقه بیا
چه پسسسری دارم من، مامان جان بیا یه دقیقه
و……
اینچنین شد که من یکهفته س دارم میسابم... پاک میکنم... جا به جا میکنم !!!
************************************************** ************************************************** 



[ جمعه 6 بهمن 1391 ] [ 07:12 ب.ظ ] [ سجاد خاویی ]
کلاس مون تو دانشگاه دوتا در داشت یکی جلوی کلاس و یکی هم انتهای کلاس.یه روز که استادتخته رو حسابی پر کرده بود متوجه شد تخته پاکن نیست با یکی از بچه ها که انتهای کلاس نزدیک در بود گفت برو از یه کلاس دیگه تخته پاکن بگیر اونم رفت و از در جلوی کلاس اومد تو و با اعتماد به نفس پرسید ببخشید تخته پاکن داریدکلاس از خنده ترکید. 

یکی از فانتزیام اینکه یه روز ببینم دارن یه دختررو اذیت می کنن من برم نجاتش بدم همه رو لت پار کنم بعد کتمو بدم بپوشه بعد بلند شه تو چشمام نگاه کنه بگه:اسمت چیه؟ منم یه نخ سیگار از تو کتم در بیارمو بکشم بعد بگم :اه بعد بزنم تو صورتش وقتی برگشت ببینه من نیستم دستاشو ببره بالا بلند داد بزنه:خدا...
من:)
دختره:(
فانتزیام:)
سازمان حمایت از عقب افتادگان:/


۷ ســـــالم بــود
اون موقع ویــدیــو اُبهتـــی بــود بــرا خــودش
یـه شــب مــا نیشــســتیم فیــلم (( ســوپر مــن )) و نیگــا کــردیــم
بعـد از تماشــای فیلــم حال عجــیــب غـریـبــی داشتــم هــم سنــو ســالای مــن درک میــکنــن حــالمــو !!!
احســاس قــدرت میکـــردم احســاس مــی کــردم کــه منـتــخــب بــودم و خبـــر نداشــتم :دی
هیچــی دیگــه رفتیــم تو حیــاط تاب ســواری تـاب و رونــدیم و رونــدیم تــا ســرعت رسیــد بــه ۱۴۰ بلنــد شــدم ایســتادم
و مــدل ســوپرمن کــه دســتاشو مـشـت مــی کــرد و پــرواز میــکرد
چشــمامــو بســتم و پـــریدم!!!!
چشــمامو کــه وا کـــردم خــودم و رو تخــت بیــمارستــان دیــدم و خــانواده محـــترم به همــراه بچـــه های محـــل و تعــداد کثــیری از هـــواداراااااا هــمه دورم حلــقه زده بــودن
ســـرتون و درد نیــارم واســه اینــکه بــه زندگـــی عادی برگـــردم ۱ مـاه تحــت مراقبت هــای ویــژه بودم و بعــد از اون تا ســالها تو محــل و در و همســـایه و فامیــل ملقــب بــه (( مانــــــــی سوپر من )) بـــودم!!!‬



ادامه مطلب

[ جمعه 6 بهمن 1391 ] [ 11:48 ق.ظ ] [ سجاد خاویی ]
بچــــه ها دیــــرو ســـوتــی دادم در حـــد چــــی!!!
ســرجلســه امتحان نیشستــه بودیــم(( تستی بـــود امتحان ِ )) اواخر امتحان یهو 6-7 نفــر تو ســالن بلــند شــدن بــرن برگــه شــونو بــدن!!!!
حالا ایــنم باعــث شــد یه کــم شاـــوغ پلـــوغ شـــه و صـــرو صـــدا همــه داشتــن از این فـــرصتــ سوءاستفــاده میکـــردن و از هــم جــوابا رو میپــرسیــدن بعــد تـــو همـــی احوالاتـــ بووودیــم و 2-3 نفر دیگــه هــم پاشــدن برن برگــه بــدن!!!!
یکــی داشــت از کنــار مــن رد میشــد بهــش گفتــم : 8 چـــی میــشه؟ 8 چــی میـــشــه؟؟؟؟؟
جـواب نداد و رفـــ (پیــش خــودم گفــتم چــه آدمیــه هااااااااااا ! خوووو بگـــو دیگــه بـــی مرفتــ :(
حــالا شـایـدم نشــنیــده ؟؟؟؟
عـــــه دوباره بـــرگشتـــ ((ذوق مـــرگ شـــدماااا )) رسید کنارم که رد شه گوشـــه پیـــرنشـــو خعـــلی مِلــو کشــیدم دوبــاره گفتــم : 8 چــی میشــه؟ 8 چــی میـــشــه؟
برگشــت بهــم یــه لبخـــند ژوکــند تحــویل داد و رفـــت!!!!!
کلــی پیـش خــودم از دستــش شــاکی شــدم کــه بدبخــت عقــده ای خووووو میگفــــتی دیگــه :(
یــــه مدتــ کـــه گذشتــ منــم منتظــــر امداد غیبــــــی بودم دیدم یارو هنــو داره بیــن صنــدلیا میــچرخه، برگه هــم دستـــش نبــود!
بعــد چند دقیـــقه که دوباره از کنــارم رد شــد یه نیـــگاه بـــم کــرد، جفتــمون خنــده مــون گــرفــت در حــــــد چــی
ولـــــــی خدایش دمـــش گــرم، مـــراقب ! باحـــالی بــــود !!!‬ =)) 

 یکماه بود عقد کرده بودیم
دنبال راهی بودم که با خانواده ی خانمم صمیمی بشم
مادر خانمم سر سفره ناهار گفت آقا مهدی بفرمایید پلو بکشید
منم با حالتی دوستانه گفتم مرسی سیریدم!!
خانمم بعد از چهار سال هنوز دستم میندازه سر سفره…


[ جمعه 6 بهمن 1391 ] [ 11:34 ق.ظ ] [ سجاد خاویی ]
دانشگاه رشته روانشناسی قبول شدم.
به بابام گفتم
اونم به زور دستمو گرفته میگه باشو بریم
میگم کجا بریم
میگه باباجان تو خودت روانی هستی
باید ببرمت بیش یه روان شناس
شاید راست میگه؟

بچــــــــه ک بودم،روزه میگرفتم،میخواستم ادای آدم بزرگارو در بیــــارم
هـــه هــــه هــــــه هـــــه
بعدش الـــکی اینقد صورتمو میشستم و از اون زیـــر آب میخوردم ک سیرآب میشدم!
بعدش موقع افظار ک میشـــــد یه گوشه مول میکردم و میگفتم اصلا تشنم نیست!چقـــــــد خبیث بودم من

اینو فرستادند

یادمه پنج شیش سالم بود یه بار با مامانمو بابام رفتیم پارک بعد بابام رفت کباب خرید بدون هیچی مخلفات منم خوش خوراک یه فکر بکر کردم مامانم ک واسم لقمه میگرفت منم چمنارو میکندم ب جای سبزی میخردم انقدر هم بهم میچسبید تا اونجایی پیش رفتم ک چمنای جلوم تموم شد ک مامانم دید و دعوام کرد ک مگه بزی بچه من واقعا حیف شدم.

فرستنده : میترا 




[ دوشنبه 2 بهمن 1391 ] [ 12:03 ق.ظ ] [ سجاد خاویی ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

نظرات تو درباره این وبلاگ
امیدیست به دل های ما
موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


كد آهنگ



تعبیر خواب آنلاین



قالب میهن بلاگ

download

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

چت

قالب بلاگ اسکای

قالب وبلاگ

اخلاق اسلامی

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ